اقتصاد > اقتصاد سياسى - ي?ى از اقدامات محمود احمدىنژاد در زمان روى ?ار آمدن، انحلال يا تعطيلى سازمان برنامه و بودجه ?شور بود.
پويا دبيرى مهر: تعطيلى سازمان برنامه و بودجه با مخالفت و انتقادات برخى از صاحبنظران مواجه شد. آن زمان اما احمدىنژاد نگفت ?ه اين اقدام وى متأثر از انديشههاى شهيد رجايى است. موسم دهمين دوره انتخابات ?ه فرا رسيد، احمدىنژاد در قزوين اعلام ?رد ?ه آن ف?ر الهامگرفته از انديشههاى شهيد رجايى بوده است. اما پاى آمري?ايىها هم به اين ماجرا ?شيده شد، چه آن?ه احمدىنژاد گفت: سازمان برنامه توسط آمري?ايىها در سال 1328 تأسيس شد و بالطبع چون توسط آمري?ايىها تأسيس مىشود بنابراين در جهت پيشبرد اهداف آنان هم بوده است. افرادى ?ه در سازمان برنامه ?ار مى?ردند بسيارى از آنهاانسانهاى پا?ى بودند اما مبناى برنامهريزى سازمان برنامه وارداتى، اقتباسى بود از غرب و از آن سوى مرزها منتقل مىشد. بالطبع وقتى سازمانى توسط آمري?ايىها ايجاد مىشود، اهداف آن به جز نابودى اقتصادى و جلوگيرى از رشد و توسعه ?شور چيز ديگرى نبوده است. احمدىنژاد در سخنرانىهاى خود پيرامون انگيزهاش از انحلال سازمان برنامه و بودجه ادامه مىدهد: از دل اين سياستگذارىها بود ?ه شش برنامه خانمانبرانداز طاغوت درآمد ?ه ي?ى از آنها باعث نابود شدن ?شاورزى خود?فاى ايران و نيز آسيب زدن به فرهنگ آرمانى ملت ما و به ذلت ?شيدن ملت ايران در برابر قدرتهاى جهانى بود.
احمدىنژاد راجع به شهيد رجايى مىگويد: بايد به روح بلند شهيد رجايى آفرين گفت، چرا ?ه وقتى مسئول اداره ?شور تصميم گرفت سازمان برنامه و بودجه را به طور ?امل منحل ?ند و سازمان جديدى بر مبناى فرهنگ ايرانى و اسلامى و انديشه دينى پايهگذارى ?ند. اما در اين بين و درحالى ?ه سناريوى انحلال سازمان مديريت به دوش شهيد رجايى گذاشته مىشود، وزير ?ابينه شهيد رجايى وارد ميدان مىشود و انگشت اتهام را به سوى ميرحسين موسوى مىبرد. نعمتزاده ?ه وزيرى صنايع دولت ميرحسين موسوى را در ?ارنامه خود دارد، در وا?نش به اين ?ه طرح انحلال سازمان برنامه و بودجه در زمان شهيد رجايى مطرح شد، مىگويد: تا آنجا ?ه من به عنوان وزير ?ابينه شهيد رجايى اطلاع دارم، چنين چيزى نبوده، طرح انحلال اين سازمان در دولت ميرحسين موسوى مطرح شد.
اما در اين بين و براى بررسى دقيقتر ماجراى انحلال سازمان مديريت، ?متر ?سى چون مرتضى الويرى مىتواند وقايع آن روزها را بيان ?ند. چه آن?ه وى 4 سال معاون سازمان برنامه و بودجه در زمان نخستوزيرى ميرحسين موسوى بوده است. وى در گفت و گوى اختصاصى با خبر مىگويد: اساساً هيچگاه بحث انحلال مطرح نبوده است و فقط بحث بر سر اصلاح ساختار بوده است.
محمود احمدىنژاد چندى پيش در خصوص انحلال سازمان مديريت اعلام ?رد ?ه انحلال اين سازمان طرح شهيد رجايى بوده است و بعد از اين اظهار نظر اعلام شد ?ه ميرحسين موسوى نيز طرح انحلال سازمان مديريت و برنامهريزى را در دستور ?ار داشته است. جنابعالى آن زمان از نزديك درگير ماجراىهاى پيرامون اين سازمان بودهايد. ماجرا از چه قرار بود؟
من در زمان شهيد رجايى و در مجلس اول شوراى اسلامى رئيس ?ميسيون صنايع و معادن بودم، در عين حال در مورد بسيارى از فعاليتهاى شهيد رجايى به دليل رفاقت و نزدي?ى ?ه با ايشان داشتم مطلع بودم و در جريان تف?رات و تصميمهاى ايشان بودم. مطلقاً شهيد رجايى معتقد به انحلال سازمان مديريت نبود و به طور قطع اعلام مى?نم ?ه اين يك تهمت به شهيد رجايى است و ايشان هرگز به دنبال انحلال سازمان مديريت نبودند. در يك مقطعى تعويض مديريت صورت گرفت و آقاى خير به رياست اين سازمان برگزيده شد و بعد از ايشان هم د?تر بان?ى رئيس سازمان برنامه و بودجه شد. در هيچ مقطعى بحث تعطيلى سازمان مديريت نبود. من تصور مى?نم ?ه آقاى احمدىنژاد براى گريز و فرار از تبعات اين اشتباه بزرگ خود سعى ?رده پاى شخصيت وزين و بزرگى چون شهيد رجايى را به اين ماجرا ب?شاند.
در زمان نخستوزيرى آقاى ميرحسين موسوى هم بحث انحلال سازمان برنامه بودجه نبود؟
در زمان ميرحسين موسوى هم چنين تصميمى مطرح نبود. فقط ش?ل حقوقى سازمان مديريت تغيير جزيى پيدا ?رد. در يك مقطعى طبق مصوبه مجلس سازمان برنامه و بودجه تبديل شد به وزارت برنامه و بودجه و دليل آن هم اين بود ?ه مجلس اشتياق داشت ?ه رئيس سازمان برنامه و بودجه وزير باشد ?ه مجلس بتواند از وى سؤال ?ند. اما بعد از مدتى وزارت برنامه و بودجه تغيير ?رد و شد سازمان مديريت و برنامه ريزي.
البته دولت در توضيح موضوع انحلال سازمان برنامه و بودجه همان زمان اعلام ?رد ?ه اين سازمان منحل نشده و در يك معاونت ادغام شده است و با تغيير نام همان عمل?رد سازمان برنامه را خواهد داشت. به نظر شما اين تغيير فقط يك تغيير در نام و عنوان بود يا برنامههاى اين سازمان هم تحتالشعاع قرار گرفت؟
انحلال سازمان عملى است اما غيرمنطقى و ناعادلانه است. عملى از اين بابت ?ه خوب مىبينيد اين ?ار را انجام دادند، به اعتقاد من اين ?ار غير قانونى بود، چرا ?ه سازمان مديريت و برنامهريزى هم نامش در قانون اساسى آمده است، و در بسيارى از قوانين ?شور ما اين سازمان به عنوان يك دستگاه اجرايى و برنامهريز مستقل وجود داشته است. اما اين تصميم غيرمنطقى است از اين حيث ?ه وقتى اين سازمان را ?ه بايد ناظر بر تش?يلات دستگاههاى اجرايى از جمله رياست جمهورى باشد، وقتى زير نظر رئيسجمهور قرار مىگيرد همه هزينههاى انجام شده ?ه طبق نظر رئيسجمهور و سليقه معاونان انجام مىشود، همگى مهر تأييد مىخورد، در آن زمان ?ه من معاون سازمان برنامه و بودجه بودم، رياست جمهورى پيشنهاداتى را به سازمان برنامه ارائه مىداد، اما مورد موافقت سازمان قرار نمىگرفت. انحلال سازمان برنامه و بودجه و ايجاد يك معاونت ?وچك و گوش به فرمان رئيسجمهور در واقع واگذار ?ردن ?ليه تصميمگيرىها و برنامهريزىهاى اقتصادى از يك سازمانى با چند صد نفر ?ارشناس با تجربه، به شخص آقاى احمدىنژاد است ?ه نه بر مبناى نظر ?ارشناسى بل?ه بر مبناى مريد و مرادى زير نظر ايشان ?ار مى?ند.
انحلال سازمان مديريت و برنامهريزى چقدر به ?شور ضربه زد؟
شايد اگر بخواهيم بزرگترين اشتباهات دولت احمدىنژاد را فهرست ?نيم، بزرگترين اشتباهى ?ه ايشان در دوره رياست جمهورى انجام دادند، انحلال سازمان مديريت و برنامهريزى بود. چرا ?ه با تعطيلى اين سازمان ميلياردها دلار سرمايه ارزى ?شور هرز رفت. بسيارى از پروژهها به قيمت بالاتر انجام شد. سيستم نظارتى بر فعاليت پروژهها از بين رفت. ام?ان ارزشيابى فعاليتهاى اقتصادى ?شور سلب شد، چرا ?ه تنها دستگاهى ?ه متولى اين ?ار بود و طبق قانون مصوب 1351 بايد چهار عمل اصلى برنامه ريزى، بودجهريزى، نظارت و ارزشيابى را انجام دهد وظيفه سازمان برنامه و بودجه بود. احمدىنژاد سازمانى را منحل ?رد ?ه اين 4 ?ار مهم را انجام مىداد و نتيجه اين شد ?ه خسارتهاى بسيار سنگينى به ?شور وارد شد. افزايش نقدينگى و تورم، 300 ميليارد دلار مصارف ارزى در مقابل متوسط 6 درصد رشد اقتصادى، نتيجه تعطيلى مغز اقتصادى ?شور است.
نظر جنابعالى راجع به اتهاماتى ?ه به ?ارشناسان سازمان برنامه زده مىشود چيست؟
درباره اتهامهايى ?ه به سازمان مديريت زدند بايد بگويم ?ه اتهام زدن در ?شور ما خيلى ?ار سختى نيست. واقعيت اين است ?ه سازمان مديريت و برنامهريزى از زمان تأسيس دو بار با چالش جدى مواجه شد ?ه هر دو بار هم در زمانهايى بود ?ه قيمت نفت بالا رفت و ?شور با دلارهاى فراوان نفتى مواجه شد.
يك بار سال53 در زمان شاه بود. شاه با افزايش دلارهاى نفتى به جاى اين ?ه اين درآمدها را صرف اصلاح ساختارها و ?ارهاى زيربنايى ?ند مىخواست آن را صرف امور غيرضرورى ?ند و در اين راه سازمان برنامه و بودجه را مانع ديد. شاه در اين زمان به انتقاد از سازمان مديريت و برنامهريزى پرداخت و گفت يك مشت ?مونيست آنجا جمع شده و چوب لاى چرخ مى?نند. تا جايى ?ه در نهايت رئيس سازمان مديريت و برنامهريزى را تغيير داد.
در اوايل رياست جمهورى احمدىنژاد هم مجدداً با دلارهاى نفتى فراوان مواجه شديم. باز هم دولت براى صرف اين بودجه با مانع سازمان مديريت مواجه شد. اين بار گفتند ?ارشناسان آمري?ايى آنجا همه ?ارهاند. با اين تفاوت ?ه اين بار ?نار گذاشته شدن رئيس سازمان مديريت و برنامهريزى ?افى نبود و ?ل سازمان منحل شد. اين سازمان منحل شد تا دست دولت در هزينه ?ردنها باز شود. دولت بنا دارد ?ه حساب دهى و ?نترل و قابل محاسبه بودن بودجه ام?انپذير نباشد، به همين دليل رئيس دولت نهم مىگويد، مىخواهد ?ارى ?ند بودجه يك دفترچه ?وچك و قابل حمل در جيب براى هر ايرانى باشد.
ف?ر مى?نيد اگر زمانى قرار باشد ?ه اين سازمان احيا شود، بايد اصلاح ساختارى صورت بگيرد؟ آيا بايد سازمان مستقل شود؟
قبل از تصميمگيرى آقاى احمدىنژاد، سازمان مديريت يك سازمان مستقل بود از نظر انجام وظايف. به عنوان مثال سازمان مديريت وقتى تصميم مىگرفت در زمينه ارائه بخشنامه بودجه، هيچ نهاد يا سازمان يا شخصى در تهيه پيشنويس بخشنامه دخالت نمى?رد. نهاد وظيفه قانونى خود را انجام مىداد و و در نهايت با اجماع نظر در هيأت دولت تصميمگيرى مىشد. يا مثلاً در مورد ارائه لايحه، لايحه بودجه را سازمان برنامه و بودجه خودش به صورت مستقل تهيه مى?رد و در مشورت با دستگاههاى اجرايى پيشنويس لايحه بودجه مىآمد در هيأت دولت براى تصويب. بنابر اين اگر دقت ?نيم مىبينيم ?ه در آن ساختار، رئيسجمهور يك رأى را دارد براى تهيه لايحه بودجه و تصويب آن. در حالى ?ه با اين ساختار فعلى همه اين اختيارات بر عهده رئيسجمهور قرار گرفته است. من ايرادى به سازمان مديريت و چارچوب و جايگاه قانونى آن ندارم. اش?الات جزئى قابل رفع است. نبايد به دليل اين?ه دو سه نفر ?ارشناس غيرمتخصص و متعهد در يك جايى باشند ?ر?ره آن را پايين ب?شيم.